سرطان خون = لوسمی = لوکمیا

سرطان خون = لوسمی = لوکمیا
مهم‌ترین علائم هشدار دهنده
1 – دردهای نامعلوم استخوانی به خصوص در کودکان و نوجوانان 2 – تب با علت نامعلوم 3 – رنگ پریدگی و کم‌خونی – 4 – عدم بهبود سریع خون‌ریزی از هر ناحیه‌ی بدن 5 – احساس ضعف و خستگی مفرط 6 – خون‌ریزی‌های مکرر از لثه و بینی و خون‌ریزی شدید ماهیانه در خانم‌ها 7 – ابتلا به عفونتی که بهبود نیابد 8 – سابقه‌ی ابتلا به سرطان خون در فامیل

مهم‌ترین عوامل ایجاد کننده
1 – مواجهه‌ی شغلی و تماس با مواد شیمیایی از قبیل بنزین و سایر حلال‌های مورد استفاده در صنعت 2 – مصرف سیگار 3 – بعضی از انواع ویروس‌ها 4 – زندگی در محل‌هایی که برق با فشار قوی از آنجا عبور می‌کند 5 – عوامل ژنتیکی 6 – جنسیت (در مردها بیشتر دیده می‌شود.)

راه‌های پیشگیری
1 – انجام معاینات دوره‌ای کارگرانی که کارهای صنعتی انجام می‌دهند 2 – عدم مصرف سیگار و سایر دخانیات 3 – اهمیت دادن به هرگونه کم‌خونی و رنگ‌پریدگی 4 – مراجعه به پزشک در صورت وجود درد یا تب با علت نامعلوم 5 – عکسبرداری از قفسه‌ی سینه، بررسی کروموزومی و آزمایش خون

  
نویسنده : محمد توكلي ; ساعت ۱٢:٥٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٥ دی ،۱۳٩٠

به مناسبت دومین سالگرد درگذشت مهسا

 

به مناسبت دومین سالگرد درگذشت مهسا

امروز 23 مهرماه 1390 دومین سالگرد درگذشت فرشته معصوم و کوچک مهسا است . دختر دوست داشتنی و مهربانی که در یک روز سرد پائیزی با آمدنش گرمی و حرارت را به جمع خانواده ما آورد آخر او اولین نوه پسری ما بود ولی افسوس از بازی های روزگار خبر نداشتیم که او بعد از اینکه هنوز بیشتر از 12 بهار از عمرش نگذشته بود در یک شب سرد و تاریک پائیزی در بهت و ناباوری ما را تنها خواهد گذاشت و خواهد رفت ... آه ای روزگار چه بازیهای پنهانی که در پرده داری . او رفت و ما همچنان در غم از دست دادنشان ماتم زده هستیم و نمی توانیم خاطره او را از یاد ببریم .

 عکسی از او داشتم که خیلی مغموم بود و هر موقع آن را می دیدم دلم برایش می سوخت و شگفت اینکه هجرتش هم همین گونه دردناک بود .

 با گذشت این همه مدت هنوز هم یاد و خاطره اش از ذهن ام پاک نشده است شاید به این که او مدت زیادی را با من گذراند از همان موقع که نوزاد بود و پدر و مادرش در دانشگاه درس می خواندند و من او را در زمستان سرد زیر لباس ام قرارمی دادم و به خانه خود می آورم و از او نگهداری می کردم تا زمانی که با هم پیاده در پارکهای اطراف ممکو قدم می زدم تا هنگامی که با هم به سینما می رفتیم و یا او را برای آموزش شنا به استخر می بردیم و تا همین دو سه سال پیش که به در پارکی در نزدیکی دهکده المپیک اسکیت سواری یاد می دادم . چقدر با هم به پارک کوهسار رفتیم و از تپه ماهورهای آن بالا رفتیم .

با وجودیکه دو سال از آن زمان می گذرد هر وقت بیادش می افتم بی اختبار اشک در چشمانم حلقه می زند هنوز رفتن اش را و نبودنش را باور ندارم آن همه عکس و فیلم از او گرفتم حالا وقتی آنها را نگاه می کنم بجای شادی و شعف ؛  قلبم پر از غم و اندوه می شود آخر چطور فرشته کوچک اینگونه ناگهانی از میان ما رخت بربست و رفت ؟ آیا هیچ فکر نکرد که ما با دوری و نبودنش چکار می کنیم ؟ و چه رنج جانکاهی را تحمل می کنیم .

حقیقت این است که در زندگی من روزهای تلخ فراوانی وجود داشته است ولی بدون شک تلخ ترین آنها روز 23 مهرماه 1388 است که فرشته کوچک ناباورانه از میان ما پرکشید و رفت نمی دانم چرا ؟ شاید ما لیاقت زندگی با او را نداشتیم شاید قسمت اینگونه بود آخر چرا باید مهسا دچار این بیماری می شد اگر کمی سنش کمتر بود و یا بیشتر بود بازهم قابل تحمل تر بود ولی دو دقیقاً در زمانی رفت که وقت شکفتنش بود غنچه ای که در حال شکفتن پر پر شد و رفت و ما بهت زده نگاه کردیم و کاری از دستمان بر نمی آمد که انجام دهیم شاید اگر او در اروپا و یا آمریکا بود درمان می شد شاید اگر ده سال دیگر دچار این بیماری می شد علم اینقدر پیشرفت می کرد که در همین ایران هم درمان می شد .

شاید اگر ان موقع که بدنیا می آمد فناوری بانک بند ناف وجود داشت زنده می ماند شاید اگر زودتر مادرش او را به تهران آورده بود و به دکتر می رفت زنده می ماند شاید همان موقع که پزشک عمومی کلینیک نفت فکر کرد که لکه های روی دستش حساسیت است و تشخیص غلط داده بود درست تشخیص می داد مهسا خوب می شد

شاید اگر دهنده ای برای مغز استخوان پیدا می شد که با مهسا تطبیق داشته باشد مهسا می توانست درمان شود ( ولی آخر از بین هر چند میلیون نفر دو نفر امکان مشابه بودن مغز استخوانشان وجود دارد !) و خیلی شاید های دیگر که همچنان ذهن مرا مشغول کرده است ولی اینها برای ما ره آوردی نداشت و مهسا پر کشید و رفت .

و ما همچنان داغ دار او مانده ایم حتی اگر دهها سال از این ماجرا بگذرد یاد و خاطره او و معصومیت بی پایانش از ذهن و عمق جان ما پاک نخواهد شد .

خدایا روح کوچک او را غرق رحمت خود بگردان و او را بیامرز اگر چه کوچکتر و معصوم تر از آن بود که گناهی مرتکب شده باشد .

 

..................محمد توکلی – 23 مهرماه 1390 – ممکو

 

 

 

 

 

 

 

  
نویسنده : محمد توكلي ; ساعت ۱٢:٥٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٥ مهر ،۱۳٩٠

ا پرفسور اولسون که در بخش تومورشناسی ( سرطان )

چرا زنان برنزه عمر بیشتری می کنند ؟

 

Scientist Reveals Why Tanned Women Live Longer

December 6, 2010 By

 

 مقدمه :

 

قرار گرفتن در برابر نور آفتابی مزایایی دارد و معایبی که گاهی باعث می شود افرادعادی سردرگم شوند که بالاخره باید چکار کنند ؟

واقعیت این است که اشعه ماوراء بنفش نور خورشید مسئول اصلی چروک پوست آب مروارید و خراب شدن شبکیه و نیز از همه مهم تر سرطان بدخیم پوست ؛ ملانوما است .

اما نمی توان و نباید آفتاب را هم بکسره از زندگی حفظ کرد چون تابش همین نور حیات بخش بر روی پوست بدن باعث ساخته شدن ویتامین D  در بدن می شود که علاوه بر اینکه از پوکی استخوان در زنان جلوگیری می کند می تواند از لخته شدن خون در رگهای آنها و بخصوص ساق پاها  که بیشترین مشکل خونرسانی را دارد نیز جلوگیری کند خوشبختانه در ایران برخلاف سوئد و انگلستان ما دغدغه هخر چیزی را که داشته باشیم نگرانی و دغدغه آفتاب را نداریم چون به وفور در کنار سایر منابع انرژی در این دیار وجود دارد .

ولی باید دقت کرد که ما باید لخت در جلوی آفتاب دراز بکشیم تا اشعه به همه قسمت های بدن بتابد ( در عین حال بایدا چشم ها را با عینک محافظت کرد و نیز پوست صورت را که خیلی حساس است )

در حالی که زنان و حتی مردان  ما در ایران  اغلب بدنشان پوشیده است و تنها دستها و صورتشان در معرض نور آفتاب قرار می گیرد .

بهر حال باید در ساعت ابتدایی و یا انتهایی روز که آفتاب ملایم تر است با مایو در زیر آشعه آفتاب دراز بکشید تا نتیجه مطلوب را بگیرید و. نیازی نیست مثل سوئدی ها و انگلیسی ها به تورهای خارجی بروید در خانه را که باز کنید هجوم اشعه آفتاب شما را احاطه خواهد کرد !

 

زنانی که بطور منظم حمام آفتاب می گیرند عمر طولانی تری پیدا می کنند این گفته یک ممتخصص غده شناسی است .

پرفسور هاکان اولسون از دانشگاه لوند در سوئد می گوید :  به هنگام برنزه شدن پوست در جلوی آفتاب , ویتامین D در بدن ساخته می شود که نقش اساسی دار حفاظت بدن در برابر لخته شدن خون , بروز دیابت و و نیز برخی تومورها دارد

وی اظهار می دارد که وزنه منافع استفاده از نور خورشید در برابر خطر سرطان پوست سنگین تر است

به گزارش دیلی میل : اما پرفسور ادعا می کند که طی مطالعه ای که بر روی 40 هزار زن انجام داده است بطور قاطع خطر قرار گرفتن در برابرخورشید و بالا رفتن نرخ سرطان را  رد می کند.

نرخ ملانومای بدخیم ( نوعی سرطان پوست ) که مرگبارترین بیماری است از سال 1980 چهاربرابر شده است متخصصان  افزایش تخت های آفتابی  و بالا رفتن تعداد بریتانیایی هایی که با تورهای ارزان قیمت به  خارج سفر می کنند می تواند دلیل این امر باشد .

اما پرفسور اولسون که در بخش تومورشناسی ( سرطان ) دانشگاه لوند کار می کند اعتقاد دارد که منافع استفاده از نور خورشید برای نکات منفی آن برتری دارد .

او می گوید شواهدی در دست است که قرار گرفتن در معرض نور آفتاب می تواند باعث حفاظت در برابر لخته شدن خون در ساق پاها شود که می تواند جان 25 هزار بریتانیایی را در سال نجات دهد .

این لخته ها که درسیاهرگها = وریدهای پاها تشکیل می شوند بنام ترومبوز وریدی مشهورند و و در زمستان بسیار شایع تر از تابستان هستند

These clots, known as deep vein thromboses, have been shown to be far more prevalent in winter than summer. Zeenews

http://guardianspress.com/wp-content/uploads/2010/12/scientist-reveals-why-tanned-women-live-longer_-300x175.jpg

کلمات و عبارات کلیدی:

·         پرفسور هاکان اولسون سوئدی   Prof Hakan Olsson from Lund University in Sweden.

·         بریتانیایی = Britons

·         تورهای ارزان قیمت تعطیلات = cheap package holidays.

·          

..................مقدمه و ترجمه از محمد توکلی – 6 خرداد ماه 1390 – ممکو

منبع :

http://guardianspress.com/2010/12/scientist-reveals-why-tanned-women-live-longer/

 

  
نویسنده : محمد توكلي ; ساعت ۱:٠٦ ‎ب.ظ روز شنبه ٧ خرداد ،۱۳٩٠

پارسال همین موقع , مهسا

Tuesday, September 14, 2010

پارسال همین موقع ,  مهسا

 نمی دانم چرا امروز دوباره به یاد مهسا افتادم به یاد چهره معصوم و کودکانه اش که چقدر مهربان بود و وقتی برای دیدن برادرم می رفتم و یا کاری داشتم با اصرار از من می خواست که به خانه اشان بروم . هنوز باور ندارم که از بین ما رفته است  هنوز یکسال نشده است که رفته . امروز دقیقاً 11 ماه از رفتنش می گذرد . غروب غم انگیز 23 مهرماه بود که او حالش رو به وخامت گذاشت تفس زدنهایش تند شد و ما جز دعا خواندن و انظار کشیدن در پشت در اتاق آی سی یو  کار از دستمان ساخته نبود و پزشکان بی خیال هم برایشان این وضع عادی بود حتی آن دکتربا بی خیالی تنفر برانگیزش چنان سرد پاسخ ام را داد که از هر چه پزشک است متنفر شدم .

آخر شب بود که نفس های کشیدن هایش بقدری شدید بود که تمام هیکل اش روی  تخت تکان می خورد . نبودن گلبولهای سفید و از کار افتادن سیستم ایمنی بدن باعث شده بود ریه هایش را عفونت بگیرد و او که نمی خواست برود با چه تلاشی تنفس می کرد . دیدن این صحنه ها از طاقت من خارج بود هنوز هم وقتی به آن لحظه ها فکر می کنم باران اشک از چشم هایم سرازیر می شود خیلی دردناک بود . مردن و جان کندن سخت است ولی اینگونه مردن قلب سنگدل ترین آدمها راهم آتش می زند . این بود که طاقت نیاوردیم به پیشنهاد من بیمارستان نفت را ترک کردیم آخر پدر و مادرش مدتها بود استراحت نکرده بودند داشتند از پا در می آمدند ولی ای کاش نرفته بودیم چون اندکی بعد از اینکه به خانه رسیدیم و من از شدت خستگی به خواب رفتم خبر رفتنش را دادند و گویی دنیا را بر سر من خراب کردند . هنوز هم دارم عذاب می کشم که چرا او را در آن آخرین لحظات عمرش تنها گذاشتم . هر چند مطمئن نیستم که اگر پیش او می ماندم طاقت دیدن رفتنش را داشتم یا نه ؟ او رفت و از درد جانکاهی که می کشید راحت شد در همین چند ماهی هم که بستری بود خیلی درد کشید 

خدایا چرا باید اینگونه می شد می گویند از بین هر 15 تا 20 هزار کودک و. نوجوان یکی به این بیماری مبتلا می شود ولی آخر در بین این همه کودک چرا مهسا ؟ او که نمادی از خاطرات شیرین 12 سال گذشته ما بود .

پارسال همین موقع زنده بود و داشت با بیماری لاعلاجش دست و پنجه نرم می کرد . و من مرتب به او دلداری می دادم که حال اش خوب می شود و دوباره با هم برای تفریح واسکیت بازی بیرون خواهیم رفت . اما او باچشمانی غمزده و بی رمق فقط به من نگاه می کرد مثل اینکه خودش هم می دانست که دیگر چیزی از عمرش باقی نمانده است و این امیدها نتیجه ای ندارد .

لعنت به پزشکی که از زمان بقراط تا بحال درجا زده است . پزشکی که از پس بیماری پیش افتاده ای چون سرماخورگی برنمی آید چگونه می تواند لوسمی را درمان کند وقتی حریف یک ویروس میکروسکوپی نمی شوند چگونه انتظار داریم از پس گلبولهای سفیدی که یاغی شده اند بر آید ؟ این وضعیت کشورهای پیشرفته است  در اینجا که همان امکانات اندک را هم نداریم .

 شاید اگر تجهیزات پزشکی ما کمی پیشرفته تر بودند ویا پزشکان ما قابل تر و متبحر تر بودند او الان زنده بود شاید اگر مادرش او را زودتر به تهران برگردانده بود بیماری اش را زودتر تشخیص می دادند و در همان مراحل اولیه درمان می شد .

شاید اگر او را بخارج اعزام می کردند زنده می ماند شاید اگر  ما تلاش بیشتری می کردیم نتیجه می داد

 و خیلی شاید های دیگر ولی در این میان ما همه تلاش خود را کردیم همه خانواده هر تلاشی می توانستند انجام دهند شب تا صبح و صبح تا شب مراقبت از او را شیفتی کرده بودند. همه ما رفتیم و آزمایش مغز اسنخوان دادیم به این امید که بشود از طریق پیوند مغز استخوان او را درمان کرد ولی مغز استخوان هیچکدام از ما با او شباهت نداشت. آخر ازبین چند میلیون نفر فقط یک نفر ممکن است چنین شباهتی با شخص دیگر داشته باشد . این احتمال یعنی صفر .

خیلی سعی کردیم از خرید داروها گران قیمت و نایاب تا مراقبت های ویژه  ولی آخرش هم نشد او پر کشید و از میان ما رفت گاهی به قضا و قدر و قسمت اعتقاد پیدا می کنم نمی دانم شاید قسمت نبود و باید می رفت شاید هم ما لیاقت او را نداشتیم که این همه مهربان و نازنین بود .

او رفت و ما را با انبوهی از غم و درد جانکاه تنها گذاشت روزی نیست که به او فکر نکنم و هنوز هم وقتی بیادش می افتادم نمی توانم جلوی گریه ام را بگیریم آخر او خیلی جوان بود هنوز سیزده سالش تمام نشده بود اگر یکی دو ماه دیگر زنده می ماند تازه جشن سیزده سالگی اش را می گرفتیم .

کاش بجای او من رفته بودم چون نیمی از عمرم را طی کرده ام ولی او هنوز طعم زندگی را نچشیده بود چقدر برایش زحمت کشیدم . وقتی بچه بود به او دوچرخه سواری یاد دادم بزرگتر که شد اسکیت بازی را با هم تمرین می کردیم چقدر آن پارک کوچک و دنج را که نزدیکی شهر زیبا بود را دوست داشت که گاهی با هم می رفتیم .

همیشه با هم به پارک جنگلی کوهسار می رفتیم تا بر فراز تپه های آن کوهنوردی را تمرین کنیم . خلاصه روزهای خوبی داشتیم . خاطره آن سیزده بدری که در به لواسان درفتیم و کنار سد لتیان چادر زدیم و باد و توفان تندی آمد و مجبور شدیم زیر بارش شدید و رگبار بهاری وسایل را جمع کنیم و برگردیم .

بیاد روزهایی افتادم که تازه راه رفتن را شروع کرد و خوب نمی توانست تعادل اش را حفظ کند و  تلو تلو می خورد.و باید او را می گرفتیم که زمین نخورد .

یاد آن زمانی که به او یاد داده بودم با بجای بالا رفتن از پله های سرسره با پای برهنه از پائین سطح شیب دار آن بالا برود و با چه مهارتی این کار را انجام می داد

شبهایی که در پارک مجموعه مولوی ممکو با هم در تاب می نشستیم و او تاب را با دست حرکت می داد .

عصرهایی که او را سوار ماشین می کردم و چون قدش نمی رسید بیرون را ببیند جلوی صندلی می ایستاد تا بیرون را تماشا کند و آنقدر حس بویایی اش قوی بود که خیلی چیزها را صدها متر جلوتر حس می کرد .

برای او بود که اولین بار دوربین هندی کم را خریدم آن موقع تازه هندی کم های پاناسونیک به ایران آمده بود و آنقدر گران بود که مجبور شدم آن را قسطی بخرم . و چقدراز او فیلم و عکس گرفتم حالا آن همه فیلم و عکس هم برایم خاطره انگیز است و هم دیدن آنها مرا بشدت متاثر و ناراحت می کند .

زمانی که خیلی کوچک بود و به زحمت راه می رفت و او را از خانه اشان پیاده تا جلوی سینمای ممکو می بردم و بر می گرداندم و آتقدر خسته می شد که از من می خواست او را بغل کنم و من چقدر بی رحم بودم که می گفتم باید خودت بیایی ! آخر می خواستم بدنش قوی شود . مثل زمانی را که او را به کوه می بردم و از او می خواستم سنگهای کوه را جابجا کند. شاید همین ها باعث شد بتواند مدتها در برابر غول بی رحم لوسمی آن همه مقاومت کند بدنش خیلی قوی بود .

این اواخر قد کشیده بود و با وجودیکه سنی نداشت قدش به اندازه از خیلی از خانم ها بلندتر شده بود تا شانه هایم آمده و پیشم می ایستاد و قدش را با من مقایسه می کرد افسوس که زنده نماند تا ببیند قدش از من هم بلند تر می شود .

دلم برایش تنگ شده است ولی مجبورم با همان خاطراتی که از او دارم سرکنم باید راضی باشم همین 12 سالی هم که با ما بود به زندگی امان رنگ و طعم داد ساعات خوشی را با هم سپری کردیم از آن موقعی که یکی دوساله بود و زیر پل دزفول با پاهای فرو رفته در آب از او عکس گرفتم و تا زمانی که برای شنا او را به ساحل دیلم برده بودم و آن همه از موجهای آرام دریا هراسیده بود و گریه می کرد و به زحمت توانستم چند عکسی از او بگیرم . تا زمانی که برایش بره ای خریدم ولی هر کاری کردم به بره نزدیک نشد نمی دانم چرا از حیوانات می ترسید .

پارسال همین موقع بود که او سخت ترین روزهای عمرش را می گذراند اصلاً فکر نمی کردم به این راحتی از میان ما برود شاید با گذشت زمان مقدار از بار سنگین نبودنش از روی شانه های ما کم شود و مسلماً هیچگاه یاد و خاطره او از ذهن ما پاک نخواهد شد خصوصاً چهره معصوم و کودکانه اش که همیشه در برابر چشمانم است و گاهی با خودم فکر می کنم که طبیعت چقدر می تواند بی رخم باشد آخر او گناهی نداشت . می توانست سالها متمادی زنده باشد دوران پرشور جوانی را تجربه کند به دانشگاه برود استعدادش شکوفا شود آخر او همه نمراتش 20 بود کار کند ازدواج کند بچه دار شود و دوران میانسالی و کهنسالی را پشت سر بگذارد و یک دنیا تجربه را حس کند لذت زندگی را بچشد ...

هنوز برای رفتنش خیلی زود بود حتی اگر می شد برای چند سال دیگر  زندگی اش ادامه پیدا می کرد تا جوانی را حس میکرد بهتر بود آخرکسانی بوده اند که همان بیماری را داشته اند و درمان شده اند و چندین سال بعد هم زنده مانده اند . ولی او رفت و با رفتنش کوهی از غم و اندوه را بر شانه های ما گذاشت داغ او هیچگاه از دل ما بیرون نمی شود وجای خالی او هیچگاه پر نخواهد شد .

 

.......................م. ت 23 شهریورماه 1389 – ممکو

  
نویسنده : محمد توكلي ; ساعت ٤:٠٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٦ مهر ،۱۳۸٩

آمار و حقایقی در مورد لوکمیا

 آمار و حقایقی در مورد  لوکمیا

Leukemia Facts & Statistics  

از سری مطالب آموزشی لوکمیا

Leukemia Education Series

مقدمه :

تشخیص لوکمی مهم ترین گامی است که باید برداشته شود اگر چه یک پزشک با تجربه می تواند خیلی سریع این تشخیص را بدهد ولی برای آنهائیکه تجربه کمتری دارند یا می خواهند مطمئن شوند نمی توان صرفاً بر اساس مشاهدان بالینی تشخیص قطعی داد و باید با گرفتن آرمایش خون و تست های خاص این تشخیص داده شود که مطمئن ترین آنها تست مغز استخوان است .

در این میان اما علائمی وجود دارد که ناشی از کمبود پلاکت ها کمبود گلبولهای قرمز و کمبود گلبولهای سفید است از قبیل خونریزی های زیر پوست یا دانه های قرمز رنگ گسترده در دست ها و پاها ( که شبیه حساسیت است ) ضعف و بی حالی و دیر خوب شدن زخم ها است . در نوع حاد هر چقدر تشخیص زودتر داده شود امکان بهبودی  بیشتر است .

شانس زنده ماندن و بهبود کامل بیماران لوکمی حاد لنفوسیتی با فناوری که تا سال 2005 وجود داشه است بین 60 تا 90% درصد است

·         برای  لوکمی حاد لنفوسیتی 3/66% بطور کلی و 9/90% برای کودکان زیر 5 سال

·         با پیشرفت هایی که در ساخت دارو ها و روشهای مداوا صورت می گیرد این شانس بهبودی رو به افزایش است .

از سری مطالب آموزشی لوکمیا برای بیماران  , خانواده ها و مراقبان حرفه ای بهداشت

For patients, families, and healthcare professionals

Stories of life and hope live

داستانهایی از زندگی و امیدواری های آن

 

Information on four major types of leukemia: = اطلاعاتی در مورد چهار نوع عمده لوکمی

Acute Myelogenous Leukemia = لوکمی میلوئیدی حاد

Acute Lymphocytic Leukemia = لوکمی لنفوئیدی حاد

Chronic Myelogenous Leukemia = لوکمی میلوئیدی مزمن

Chronic Lymphocytic Leukemia = لوکمی لنفوئیدی مزمن

 لوکمیا بیماری بدخیم خون و مغز استخوان است . مشخصه آن انباشته شدن  غیر قابل کنترل سلولهای خونی است . لوکمی چهار نوع دارد :

1-      میلوئیدی حاد

2-      میلوئیدی مزمن

3-      لنفوسیتی حاد

4-      لنفوسیتی مزمن

 

اصطلاح لنفوسیتی و میلوئیدی به نوع سلولهایی که درگیر هستند برمی گردد . بنابراین چهار نوع آن به همانگونه که در بالا اشاره شد عبارتند از :

Acute Lymphocytic Leukemia

Chronic Lymphocytic Leukemia

Acute Myelogenous Leukemia

Chronic Myelogenous Leukemia

لوکمی حاد لنفوسیتی Acute leukemia پیشرفت خیلی سریعی دارد که حاصل انباشته شدن سلولهای نابالغ و غیر کارآمد در مغز استخوان هستند . مغز استخوان اغلب تولید سلولهای قرمز سلولهای سفید و پلاکت ها را متوقف می کند . کم خونی حاصل کمبود گلبولهای قرمز است که در بیماران لوکمی حاد ALL  دیده می شود .  لوکمی مزمن خیلی به آهستگی پیشرفت می کند و این امکان را می دهد که تعداد زیاد سلولهای باعث می شود که عملکرد آنها همچنان ادامه پیدا کند .  

حقایق و آمارهایی از لوکمیا – لنفوما – میلیوما 2009

New Cases

موارد جدید :

طبق یک تخمین 245 هزار و 225 نفر در آمریکا زندگی می کنند که مبتلا به لوکمی هستند یا دچار رمیشن remission شده اند. تنها در سال 2009 نیز پیش بینی می شود 44 هزار و 790 مورد جدید از ابتلاء با لوکمی در آمریکا تشخیص داده خواهد شد که 11% آن را لوکمی حاد تشکیل می دهد .

اغلب این موارد در بزرگسالان اتفاق می افتد بطوریکه سن متوسط افرادی که لوکمی در آنها تشخیص داده می شود 66 سال است . تخمین زده می شود که لوکمی باعث می شود که بزرگسالان 10 برابر کودکان گرفتار شوند 2009 ( در برابر  44790 بزرگسالی که به لوکمی مبتلاء شده اند 3509 نفر آنها کودکان با سن 0 تا 14 ساله بوده اند .

لوکمیا حدود 33% سرطان های کودکان 0 تا 14 ساله را به خود اختصاص می دهد . رایج ترین سرطان در بین کودکان 1 ا 7 ساله , لوکمی حاد لنفوسیتی acute lymphocytic leukemia (ALL).

رایج تریم نوع لوکمی در بزرگسالان لوکمی میلیوئیدی حاد  acute myelogenous leukemia (AML), است که تخمین زده می شود 12810 مورد جدید در سال 2009 تشخیص داده شود و لوکمی مزمن لنوسیتی chronic lymphocytic leukemia (CLL), است با حدود 15490 مورد جدید در سال.

 تخمین زده می شود که لوکمی مزمن میلوسیتی Chronic myelogenous leukemia (CML) حدود 5050 نفر را امسال گرفتار کند . رایج ترین لوکمی در کودکان لوکمی حاد  acute lymphocytic leukemia (ALL), است که مسئول 5760 مورد ابتلاء در سال است .

میزان شیوع بر اساس جنس

Incidence by Gender

نرخ شیوع همه انواع لوکمی در بین مردان بیشتر از زنان است  انتظار می رود در سال 2009 مردان 57 % بیشتر از زنان به لوکمی مبتلاء شوند . .

Incidence by Race and Ethnicity

 لوکمی یکی از 15 سرطان رایجی است که در بین همه نژادها و اقوام رخ می دهد . شیوع لوکمی در بین سفیدها بیشتر از 8/12% در بین 100 هزار نفر ) و در بین سرخپوستان آمریکای و اهالی  بومی آلاسکا ( 7 نفر در بین هر 100 هزار نفر ) و اهالی آسیا و اقیانوسیه ( 3/7 نفر در هر 100 هزار نفر ) می باشد .

اگر چه نرخ لوکمی در بین آمریکایی های اروپایی تبار بیشتر از نژادها و اقوام دیگر است نرخ شیوع برای همه انواع سرطان در آمریکایی های آفریقایی تبار 5% بیشتر است . نرخ شیوع همه انواع سرطان ازسال 2002 تا 2006 حدود 493 مفر به ازای در 100 هزار نفر بوده است ومتوسط آن 190 هزار 356 مورد در سال بوده است .

از سال 1997 تا 2006 نرخ شیوع لوکمی در سفید پوستان  آسیایی ها و جزایر اقیانوس آرام رو به کاهش بوده است

لوکمی در کودکان اسپانیایی ها Hispanic سرخپوستان آمریکا و بومیان آلاسکا و ساکنان جزایر اقیانوس آرام بیشتر از کودکان آمریکای آفریقایی تبار بوده است

بیشترین نرخ لوکمی درافراد زیر 20 سال در بین کودکان اسپانیایی است .

Incidence by Age Group

شیوع در گروههای سنی :

 

Leukemia (27.1 percent), neoplasms of the brain and other nervous tissue (16.6 percent), Hodgkin lymphoma (7.2 percent) and NHL (6.6 percent) are the most common types of cancer in children ages 0 to 19 years.

Incidence rates by age differ for each of the leukemias. From 2002 to 2006,  leukemia represented 27 percent of all cancers occurring among children younger than 20 years of age.  It is estimated that in 2009, 3,509 children under the age of 15 will be diagnosed with leukemia throughout the United States. 

ALL is the most common cancer in children 1 to 7 years old. The incidence of ALL among 1- to 4-year-old children is nearly eight times greater than the rate for young adults 20 to 24 years.

Survival statistics have improved significantly over the past four decades. Most children under 19 with ALL will become five-year survivors of the disease.

From 1975 to 2006, the incidence of AML declined slightly for all age groups. From 2002 to 2006, among 15- to 19-year olds, ALL incidence was approximately twice that of AML. In 25- to 29-year olds, AML incidence was 29 percent higher than that of ALL.

CLL incidence increases significantly among people who are age 50 and older, and AML and CML incidence increase dramatically among people aged 55 years and older. These blood cancers are most prevalent in the seventh, eighth and ninth decades of life.

Signs and Symptoms

علائم و نشانه ها :

علائم لوکمی حاد ممکن است شامل کبود شدن آسان یا خونریزی ( بدلیل  کمی تعداد پلاکت ها )  رنگ پریدگی paleness و خستگی سریع ( در نتیجه کم خونی ) و عفونت های جزئی عود کننده و یا بریدگی هایی که دیر بهبود پیدا می کنند باشد ( بعلت کمبود گلبولهای  سفید خون )

این علائم خاص لوکمی نیستند ( و. تشخیص افتراقی آنها از سایر بیماریها مشکل است ) چون اغلب بیماریهای دیگر هم ممکن است چنین علائمی را داشته باشند . اما آنها می توانند ارزیابی های پزشکی را تضمین کنند . بخش عمده ای از افرادی که لوکمیای مزمن دارند امکان دارد که نشانه های عمده ای نداشته باشند و فقط بیماری آنها در طی آزمایشات عادی پزشکی مشخص شود . تشخیص لوکمیا نیاز به  آزمایش خون مخصوص  و آزمایش سلولهای مغز استخوان دارد

. The diagnosis of leukemia requires specific blood tests, including an examination of cells in the blood and marrow.

Possible Causes

علل احتمالی

هر کسی ممکن است مبتلاء به لوکمی شود . لوکمی می تواند مردان و زنان را در هر سنی مبتلاء کند .

·          قرار گرفتن دائمی در معرض بنزن در محل های کاری benzene in the workplace

·         قرار گرفتن در معرض دوزهای بالا و غیر عادی  تشعشع  extraordinary doses of radiation

·         و برخی درمانهایی که جهت سرطان های دیگر تجویز می شود

از جمله عواملی هستند که می توانندذ باعث بروز این بیماری شوند اگر چه اغلب موارد ابتلاء علت خاصی که قابل تفسیر با این علل باشند  ندارند

 

Treatment

مداوا :

هدف از مداوای بیماری رسیدن به بهبود کامل complete remission بیماری است .

بهبود  کامل Complete remission= بدان معنی است که هیچگونه شواهدی دال بر بیماری و برگشت آن وجود نداشته باشد و سلامتی کامل به خون و سلولهای مغز استخوان برگردد .

ریلاپس = Relapse نشانه برگشت سرطان و برگشت علائم و نشانه های بیماری است . برای لوکمی حاد درمان و بهبود کامل (که هیچگونه اثری از بیماری در خون و مغر استخوان باقی نماند تا 5 سال بعد از تشخیص بیماری باقی نماند نشان دهنده زندگی و عمر طولانی بیمار است . مراکز درمان  افزایش تعداد بیماران لوکمی را  که تا حداقل 5 سال بعد از تشخیص بهبودی پیدا کرده اند گزارش داده اند .

Survival

بقا :

بقای نسبی 5 ساله بندرت در یک چهارم بیماران لوکمی در طی 48 سال گذشته صورت گرفته است . از سال 1960 تا 1963 بقای 5 ساله بیماران در بین آمریکائیان با تبار اروپایی مبتلاء به لوکمی 14% بوده است .

از سال 1975 تا 1977 بقای 5 ساله بیماران مبتلاء به لوکمی به 35% ارتقاء پیدا کرده است .

از سال 1999 تا 2005 بقای کلی نسبی بیماران به 54 % رسیده است . بقای نسبی از فردی به فرد دیگر متفاوت است و بستگی به سن در زمان تشخیص و جنس و نژاد و نوع لوکمی دارد .

, and from 1999 to 2005 the overall relative survival rate was 54 percent. The relative survival rates differ by the person's age at diagnosis, gender, race and the type of leukemia.

از سال 1999 تا 2005 بقای نسبی 5 ساله بشرح زیر بوده است :

·         برای  لوکمی حاد لنفوسیتی 3/66% بطور کلی و 9/90% برای کودکان زیر 5 سال

·         8/78 % برای لوکمی کنفوستی مزمن

·         4/33 % بطور کلی برای لوکمی میلیوئیدی حاد (AML): و 2/60% برای کودکان زیر 15 سال

·         3/53% برای لوکمی میلوئیدی مزمن Chronic myelogenous leukemia (CML):

·         در حال حاضر تقریباً 245 هزار وو 225 نفر در آمریکا با بیماری لوکمی زندگی می کنند .

 

نتیجه مداوا  برای یک  نوع خاص لوکمی می تواند حتی از یک مریض به مریض دیگر فرق کند . افراد باید تشویق شوند تا برای داشتن اطلاعات بیشتر با پزشک اشان صحبت کنند. بعلاوه این آمار می تواند میزان بقای را متفاوت و کمتر  نشان دهد چون ممکن است بر اساس داده هایی باشد که نتایج درمان را با اغلب روش هایی که رایج هستند در بر نگیرد . عوامل جدید تر و ترکیبات دارویی و نیز پیشرفته هایی که در زمینه پیوند سلولهای بنیادی progress in stem cell transplantation صورت گرفته است باعث شده است مراقبت های بهتری شده است و داروهای جدید در کلینیک باعث شده است که کیفیت زندگی بیماران سرطان خونی را بیشتر کند .

Deaths

مرگ و میر

از مجموع 21870 نفری که در سال 2009 در آمریکا در اثر ابتلاء به لوسمی تلف می شوند ( 12590 نفر مرد و 9280 نفر زن ) بیشترین میزان مرگ و میر از سال 2002 تا 2006 در میان سفیدها( 5/7% در 100 هزار نفر )  و سپس آمریکایی ها آفریقایی تبار ( 4/6 % در 100 هزار نفر ) بوده است

تخمین زده می شود که در سال 2009 حدود 4390 نفر در اثر CLL  و 1400 نفر در اثر ALL  = لوسمی حاد در آمریکا تلف شوند . و تخمین زده می شود که حدود 9 هزار نفر در اثر AML و 470 نفر در اثر CML فوت کنند و لوکمی غیر دسته بندی شده نیز . Unclassified forms of leukemia مسئول مرگ 6610 نفر در سال است.

 لوکمی در سال 2009 در آمریکا پنجمین علت مرگ ناشی از سرطان در مردان و هفتمین عامل مرگ در زنان بوده است . تخمین زده می شود که تعداد مرگهای در ارتباط با لوکمی در آمریکا برای مردان  36% بیشتر از زنان باشد.

بین سالهای 2002 تا 2006 آمریکایی های آفریقایی تبار که  لوکمی در آنها  تشخیص  داده شده است سنی بین 25 تا 64 سال داشته اند نرخ مرگ و میر بالاتری نسبت به سفید پوستان داشته اند . در سال 2009 تقریباً 1830 آمریکایی آفریقایی تبار ( 970 مرد و 860 زند ) در اثر ابتلاء به لوکمیا جان باخته اند لوکمیا هفتمین عامل مرگ و میر ناشی از سرطان در بین آمریکایی های آفریقایی تبارمرد و هشتمین در بین آفریقایی تباران زن بوده است .

نرخ مرگ و میر کودکان 0 تا 14 ساله  ناشی از لوکمیا در ایالات متحده از سال 1969 تا 2006 به میزان 88% کاهش یافته است علی رغم این کاهش مرگ و میر ؛ لوکمی مسئول اغلب مرگ و میرهای ناسی از سرططان در بین کودکان و نوجوانان زیر 20 سال است و درپیش بینی می شود  حدود 460 کودک زیر سن 15 سال در اثر لوکمی در سال 2009 تلف شوند .

....................مقدمه و ترجمه از محمد توکلی – 7 شهریورماه 1388 – ممکو

منبع :

http://www.leukemia-lymphoma.org/all_page.adp?item_id=9346

 

  
نویسنده : محمد توكلي ; ساعت ۳:٠٩ ‎ب.ظ روز شنبه ٧ شهریور ،۱۳۸۸

1. مغز استخوان و سلول بنیادی خون ساز چیست ؟

1.    مغز استخوان و سلول بنیادی خون ساز چیست ؟

مغز استخوان ماده ای نرم شبیه ماده اسفنجی شکل است که داخل استخوانها پیدا می شود . مغز استخوان حاوی سلولهای نابالغی است که به عنوان سلولهای بنیادی تشکیل دهنده خون شناخته می شوند. این سلولهای بنیادی خونی به شکلهای دیگر سلولهای خونی یا به طریقی به سه نوع از سلولهای خونی تقسیم می شوند :

  • سلولهای سفید خون : که با عفونتها مبارزه می کنند .
  • سلولهای قرمز خون : که حامل اکسیژن هستند .
  • و پلاکتها : که به منعقد شدن خون کمک می کنند .

اکثر سلولهای بنیادی خونساز در مغز استخوان یافت می شوند اما برخی از آنها بنام سلولهای مادر خون محیطیpBSCT ) peripheral blood stem cell  ) در جریان خون وجود دارند . همچنین خون طناب نافی نیز حاوی سلولهای مادر می باشد . خون موجود در بند ناف همچنین حاوی سلول های بنیادی خونساز است . این سلولها از سه منبع مغز استخوان ، خون محیطی و بند ناف می تواند برای عمل پیوند استفاده شود .

2 - پیوند مغز استخوان و پیوند سلولهای مادر خون محیطی چیست ؟

پیوند مغز استخوان ( Bone marrow transplantation= BMT )  و پیوند سلولهای مادر خون محیطی  ( PBSCT =Peripheral blood stem  cell transplantation ) ،روشی است که سلولهای بنیادی ذخیره شده به جای سلولهایی که توسط دوز بالایی از شیمی درمانی و رادیوتراپی خراب شده ، بازگردانده می شود . 3 نوع پیوند وجود دارد :

  • پیوند اوتولوگ : بیماران سلولهای مادر خود را دریافت می کنند .
  • پیوند سینرژیک : بیماران سلولهای مادر را از دو قلوی مشابه خود دریافت می کنند .
  • پیوند آلوژن : بیماران سلولهای مادر را از برادر ، خواهر ، و یا از والدین و یا فردیکه هیچگونه نسبتی با بیمار ندارد ،دریافت می کند .

 

3- چرا از BMT , PBSCT در درمان سرطان استفاده می شود ؟

یکی از دلایل از انجام   PBSCTوBMTدر درمان سرطان این است که بیماران بتوانند دوز زیادی از داروهای شیمی درمانی و/ یا پرتودرمانی را دریافت نمایند ، برای درک بیشتر این مطلب که چرا BMT ,PBSCT مورد استفاده قرار می گیرند ، بهتر است ابتدا بدانیم که چگونه شیمی درمانی و پرتودرمانی کار می کند ؟

شیمی درمانی و پرتو درمانی معمولاً سلولهایی را تحت تاثیر قرار می دهند که تقسیم سلولی در آنها خیلی سریع انجام می شود . این درمانها برای درمان سرطان استفاده می شوند، زیرا سلولهای سرطانی اغلب سریعتر از سلولهای سالم تقسیم می شوند .از آنجائیکه سلولهای مغز استخوان دائماً تقسیم می شوند ، درمانهای با دوز بالا می تواند چندین برابر به مغز استخوان بیمار آسیب برساند . بدون مغز استخوان سالم بدن نمی تواند سلولهای خونی مورد نیاز را برای حمل اکسیژن ، مبارزه با عفونت و جلوگیری از خونریزی، تولید کند . پیوند مغر استخوان درمانی است که طی آن سلولهای بنیادی سالم جایگزین سلولهای بنیادی تخریب شده می شود . پیوند سلولهای بنیادی سالم می تواند باعث جایگزینی مغز استخوان با قابلیت تولید سلولهای خونی و مورد نیاز بیمار شود.

4- چه سرطانهایی با PBSCTو BMT درمان می شود ؟

از     PBSCT وBMT عموماً در درمان لوسمی و لنفوم و همچنین بیماران تالاسمی استفاده می شود . اثر بخشی زیاد این درمان وقتی است که لوسمی یا لنفوم در حالت خاموشی باشند (زمانی که علائم بیماری از ناپدید شده باشد ). همچنین در درمان نوروبلاستوما و مولتیپل میلوما به کار می رود . مطالعات تحقیقاتی در کارآزمایی های بالینی برای استفاده ازBMT و PBSCT در درمان سرطانهای دیگر مانند سینه ، تخمدان ادامه دارد .

5-   چگونه مغز استخوان فرد دهنده و بیمار در پیوند آلوژن و سینژیک سازگار می شوند ؟

برای به حداقل رساندن پتانسیل عوارض های جانبی بیشتر پزشکان تا آنجایی که ممکن باشد از سلولهای بنیادی یا مغز استخوان سازگار با بیمار استفاده می کنند . افراد دارای مجموعه های پروتئینی مختلفی بر روی سلولهای خود هستند که HLA نامیده می شوند . تشخیص نوع HLA هر فرد با آزمایش ویژه خونی انجام میشود .

در بیشتر موارد موفقیت پیوند آلوژن وابسته به این است که چگونه به خوبی آنتی ژنهای  HLA مغز استخوان فرد دهنده با مغز استخوان فرد گیرنده سازگار باشد . هر چه این سازگاری آنتی ژن HLA بیشتر باشد شانس اینکه سلولهای ایمنی فرد بیمار ، مغز استخوان فرد دهنده را بپذیرد، بیشتر است. معمولاً عواقب رد پیوند در بیمارانی که دهنده انها از بستگان نزدیک مخصوصا برادر و خواهر باشد خیلی کمتر است.(رد پیوند در سوال 14 شرح داده شده)

اگر چه فقط 25تا 35 درصد از بیماران HLA سازگار هم نژاد(برادر یا خواهر) را دارند . احتمال بدست آوردن مغز استخوان سازگار از فردیکه هیچ نسبتی با بیمار ندارد در حدود 50% است . ولی این شیوه د رسالهای اخیر رایج شده است .از آنجائیکه دوقلوهای مشابه از آنجائیکه دوقلوهای مشابه دارای همان مجموعه از انتی ژن های HLA می باشند ، نتیجه اش برای بیمار پذیرفتن پیوند از یک دوقلوی همانند می باشد . به دلیل اینکه دوقلوهای همانند موارد کمی از کل تولد ها را شامل می شود ، نتیجتا تعداد موارد پیوند سینژنئیک نیز بسیار اندک می باشد .

6- چگونه مغز استخوان برای عمل پیوند بدست می آید ؟

سلولهای بنیادی مورد استفاده در روش BMT از مایعی که در مرکز استخوانها به نام مغز آن شناخته می شود، می باشد . معمولاً روشی که طی آن مغز استخوان جهت عمل پیوند بدست می آید را برداشت می نامند و در هر سه نوع پیوند ( اتولوگ و سینژیک و آلوژن ) یکسان می باشد .

به فرد دهنده ،بیهوشی عمومی می دهند که شخص طی عمل برداشت به خواب فرو می برد . و یا اینکه به او بی حسی موضعی می دهند تا بهنگام برداشتن مغز استخوان احساس درد نکند .با وارد کردن نیدلهایی مخصوص به درون استخوان لگن ، یا در موارد نادر در استخوان جناغ سینه ، مغز استخوان کشیده می شود . انجام این مرحله ( برداشت ) حدودا یک ساعت طول می کشد .

سپس از این مغز استخوان برداشت شده ، خون و قطعات استخوانی ، جدا می شود . مغز استخوان برداشت شده با یک ماده نگهدارنده ترکیب و فریز( منجمد) می شود تا اینکه سلولهای بنیادی آن زنده بمانند و هر زمان که لازم بود استفاده شود . این تکنیک Cryopreservation نامیده می شود . سلولهای بنیادی را می توان بوسیله این تکنیک تا سالهای زیادی نگهداری کرد .

7- چگونه سلولهای مادر خون محیطی ( PBSCs ) برای انجام پیوند بدست می آید ؟

سلول های بنیادی مورد استفاده در روش PBSCs از جریان خون بدست می آید . این فرایند مورد استفاده برای بدست اوردن سلولهای بنیادی خون محیطی برای انجام پیوند leukapheresis  یا   apheresis نامیده می شود . برای 4 تا 5 روز قبل از انجام این فرایند به دهنده پیوند دارویی برای افزایش سلولهای بنیادی و آزاد شدن آنها درون محیط خون داده می شود. برای انجام اینکار با استفاده از جایگذاری یک کاتتر وریدی مرکزی که در داخل یک سیاهرگ بزرگ گردن یا سینه قرار می گیرد ،سلولهای بنیادی خون توسط ماشینی که به بدن متصل می شود به بیرون کشیده می شود و باقیمانده آن به خون برگردانده می شود. این کار تقریباً 4 تا 6 ساعت طول میکشد و سلولهای بنیادی تا زمانی که مورد نیاز برای بازگرداندن به بیمار باشد، منجمد می شوند. همچنین اگر خون بند ناف فرد در زمان تولد جمع آوری شده باشد، می توان سلولهای بنیادی آنرا استفاده کرد . 

8-  آیا برای دهنده مغر استخوان خطری وجود دارد ؟

از آنجائیکه مقدار کمی از مغز استخوان برداشته می شود معمولا هیچ مسئله قابل توجهی برای فرد دهنده وجود ندارد . جدی ترین خطر برای فرد دهنده استفاده او از ماده بیهوشی در طی عمل می باشد . قسمتی که مغز استخوان از آن برداشته شده است ممکن است برای چند روز زخم شده همچنین ممکن است فرد احساس خستگی کند  . در مدت چند هفته بدن فرد دهنده مغز استخوان برداشته شده را جایگزین می کند . اگر چه زمان بهبودی برای افراد مختلف مختلف است . برخی افراد در طی 2 تا 3 روز بحالت عادی باز می گردند و در بعضی دیگر این زمان به 3 تا 4 هفته می رسد 

9-  آیا با برداشتن PBSCS خطری متوجه فرد دهنده خواهد بود ؟

فرایند کشیدن سلولهای بنیادی با حداقل ناراحتی در فرد انجام می شود . در طول این مرحله ، فرد ممکن است احساس سرگیجه ، لرز ،  کرختی اطراف لبها و گرفتگی و اسپاسم در دستهای خود داشته باشد . بر خلاف روش برداشت مغز استخوان در این روش نیازی به بیهوشی دادن به فرد دهند نیست . فقط قبل از برداشت سلولهای بنیادی دارویی که به فرد دهنده به جهت تحریک سلولهای بنیادی به درون جریان خون داده می شود و ممکن است باعث دردهای عضلانی و استخوانی ، تهوع و استفراغ ، سردرد و یا مشکلات در خواب شود . این عوارضارت جانبی معمولا طی 2 تا 3 روز بعد از آخرین دوز دارو متوقف می شود .

10- چگونه فرد گیرنده مغز استخوان و PBSCS را در طی پیوند دریافت می کند ؟

بعد از شروع درمان با دوز خیلی زیاد داروهای ضد سرطان و یا پرتو درمانی کل بدن ، به فرد بیمار مغز استخوان یا سلولهای بنیادی را که از قبل برداشته شده از طریق یک کاتتر یا تزریق داخل وریدی به مانند یک تزریق خون داده می شود . این قسمت از پیوند 1 تا 5 ساعت طول میکشد .

11-  آیا عملیات خاصی ، در زمانی که خود بیمار سرطانی دهنده پیوند باشد ، انجام می شود؟ ( در پیوند اتولوگ )

سلولهای بنیادی که در پیوند اتولوگ استفاده می شود باید عاری از سلولهای سرطانی باشد پس قبل از پیوند ابتدا باید توسط داروهای ضد سرطان طی فرایندی که مرحله پالایش نامیده می شود ، بدن از سلولهای سرطانی پاک شود و بیماری به حالت خفتگی برود . این کار سبب می شود سلولهای جمع آوری شده عاری از سلولهای سرطانی باشد و احتمال عود بیماری در نتیجه سلولهای سرطانی مخفی به حداقل برسد . چون فرایند پالایش ممکن است باعث آسیب رساندن به سلولهای سالم سلولهای بنیادی شود ، در نتیجه قبل از پیوند مقدار بیشتری از سلولهای بنیادی سالم را برداشت می کنند تا بعد از مرحله پالایش مقدار کافی از سلولها موجود باشد

12-  بعد از اینکه سلول بنیادی به بیمار پیوند زده شد چه اتفاقی می افتد ؟

بعد از ورود به جریان خون ، سلولهای بنیادی به مغز استخوان می روند، جایی که شروع به تولید جدید سلولهای سفید خون ، سلولهای قرمز خون و پلاکتهای می شود . این مرحله engraftment نامیده می شود . engraftment  معمولاً 2 تا 4 هفته بعد از پیوند اتفاق می افتد . پزشکان بر یک مبنای مکرر شمارش سلولهای خونی را چک می کنند . بهبودی کامل و عملکرد سیستم ایمنی به صورت کامل مدت زمان بیشتری طول می کشد . اگرچه شاید این بهبودی از چندین ماه بعد از پیوند اتولوگ و حتی 1 تا 2 سال بعد از پیوند آلوژن یا سینرزیک اتفاق بیفتد .پزشکان نتایج آزمایشهای خونی گوناگون بیمار را به جهت پی بردن برای تولید سلولهای جدید و یا حتی برگشت سرطان ارزیابی می کنند . نمونه برداری از مغز استخوان ( برداشت مقدار کمی مغز استخوان توسط یک نیدل برای آزمایش زیر میکروسکوپ ) می تواند برای تعیین اینکه آیا مغز استخوان جدید خوب کار میکند یا نه ، به پزشکان کمک کند .

 

13- عوارض جانبی احتمالی پیوند مغز استخوان یا سلولهای بنیادی چیست ؟

مهمترین خطر در هردو نوع درمان افزایش استعداد ابتلاء به عفونت و خونریزی می باشد که در نتیجه درمان با دوزهای خیلی زیاد داروهای ضد سرطان است . بپزشک ممکن است به اینگونه بیماران برای جلوگیری از عفونت آنتی بیوتیک بدهد . و همچنین برای کاهش هموگلوبین خون و کاهش پلاکت ، تزریق خون و پلاکت را برای جلوگیری از کم خونی و خونریزی صلاح بداند . بیمارانیکه تحت درمان با BMTو PBSCT قرار می گیرند ممکن است تجربه زیادی ازعوارض زود رسی نظیر تهوع ، استفراغ ، خستگی ، کاهش اشتها ، زخمهای دهانی ، ریزش مو و واکنشهای پوستی را داشته باشند . پتانسیل عوارض جانبی طولانی مدت عبارتند از عقیمی ، آب مروارید ، سرطانهای ثانویه ( جدید ) و عوارضی در کبد ، کلیه ها ، ریه ها و یا قلب .

در پیوند مغز استخوان آلوژنی ، یک عارضه شناخته شده مسئله رد پیوند (GVHD ( می باشد ، که گاهی ایجاد می شود . GVHD هنگامی اتقاق می افتد که سیستم ایمنی بدن فرد پیوند شده ،سلولهای سفیده خون فرد دهنده اش را نمی شناسد و آن را بعنوان جسم خارجی تلقی کرده و به آن حمله می کند . برای جلوگیری از این عارضه بیماران معمولاً داروهای سرکوب کننده سیستم ایمنی دریافت می کنند . این عارضه ضعیف و شدید دارد و نوع شدید ان می تواند خیلی خطرناک باشد . آزمایشات بالینی برای پیدا کردن راه های جلوگیری از رد پیوند ادامه دارد .

مقایسه پیوند اتولوگ با پیوند آلوژن

در پیوند آلوژن

در پیوند اتولوگ

نوع عملکرد

نیاز است

نیازی نیست

سازگاری بافتی

وجود دارد

وجود ندارد

عدم پذیرش

وجود دارد

وجود ندارد

رد پیوند

کندتر اتفاق می افتد

سریعتر اتفاق می افتد

بهبودی پیوند

کندتر اتفاق می افتد

سریعتر اتفاق می افتد

تجدید سیستم ایمنی

احتمال دارد

وجود ندارد

هپاتید ، ایدز و ... از دهنده

 

14- هزینه های پیوند مغز استخوان و پیوند سلولهای بنیادی چگونه است ؟

روشهای درمانی پیشرفته مثل پیوند سلولهای بنیادی خون مقدار زمانی را که بیمار باید در بیمارستان سپری کند را کم کرده و سرعت بهبودی او را زیاد تر کرده است . انجام این عمل ( پیوند مغز استخوان یا سلول بنیادی ) فرایند تکنیکی پیچیده ای است و هزینه های بسیار گرانی دارد . بیشتر مراکز درمانی و منابع بیمه ای هزینه های این عمل را پوشش می دهند یا اینکه این موسسات مقدار زیادی از هزینه های آن را تقبل می کنند . مددکار اجتماعی بیمارستان برای بیمار می تواند نقشه هزینه های این عمل را و مراکز کمک کننده را ارزیابی کند .

 

  
نویسنده : محمد توكلي ; ساعت ٦:۱٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٤ شهریور ،۱۳۸۸

تیکوپلانین = تارگوسید =

Wednesday, August 26, 2009

Teicoplanin = تیکوپلانین = تارگوسید = آنتی بیوتیکی برای باکتریهای گرام مثبت مقاوم

مقدمه :

بعضی اوقات عفونت هایی در بدن ایجاد می شود که به آنتی بیوتیکهای عادی مثل پنی سیلین جواب نمی دهد . در این مواقع باید از آنتی بیوتیک ها یی مثل همین تیکوپلانین با نام تجالرتی تارگوسین استفاده کرد که در بسته بندیهای 400 میلی گرمی برای تزریق وریدی و یا عضلانی ونیر به شکل قرص وجود دارند .

 

 نیمه عمر این دارو 70 تا 100 ساعت است نام تجارتی اش تارگوسید targocid می باشد ."  تیکوپلانین " Teicoplanin آنتی بیوتیکی است که در پروفیلاکسی و مداوای عفونت های جدی که بدلیل باکتریهای گرام مثبت بوجود آمده اند کاربرد دارد از جمله باکتریهای استافیلوکوک  آرئوس و اینتر کوک فاسیلی مقاوم به متیسیلین methicillin-resistant Staphylococcus aureus and Enterococcus faecalis. . آنتی بیوتیکی گلیکوپپتیدی است که از آکتینو پلان تیکومایسیتیک استخراج می شود و طیف فعالیتی آن شبیه به وانکومایسین vancomycin می باشد

تزریق داخل وریدی داخل عضلانی

Routes Intravenous, intramuscular

مکانیسم اثر آن جلوگیری از سنتز دیواره باکتری است تیکوپلانین بوسیله سانوفی آوانتیس و تحت نام تجارتی تارگوسید ساخته می شود

تیکوپلانین خوراکی برای مداوای کولیت سودو ممبرانوس pseudomembranous colitis و کلستریدیوم مرتبط با اسهال قابلیت رقابت با وانکومایسین را دارد .

قدرت آن ناشی از طول زنجیره هیدروکربنی آن است .

Its strength is considered to be due to the length of the hydrocarbon chain.[2]

عوارض جنبی دارو :

این دارو نیز مانند اغلب داروها دارای عوارض جانبی مانند تب و تهوع و استفراغ سردرد و جوش .. می باشد که آنقدر جدی نیستند که نیاز به درمان و یا قطع دارو داشته باشند .

 

................مقدمه و ترجمه از محمد توکلی – ممکو – 4 شهریورماه 1388

منابع :

http://en.wikipedia.org/wiki/Teicoplanin

http://www.nps.org.au/__data/assets/pdf_file/0010/16786/swctargo10197.pdf

http://emc.medicines.org.uk/document.aspx?documentId=9110

 

  
نویسنده : محمد توكلي ; ساعت ٦:٠٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٤ شهریور ،۱۳۸۸

شرح لوسمی = لوکمی = لوکمیا

شرح لوسمی = لوکمی = لوکمیا

خوشبختانه بیشتر کودکان در صورت درمان بموقع کاملاً بهبود می یابند.

لوکمی حاد لنفوبلاستی یا ALL ( اِی- اِل- اِل )، شایعترین نوع سرطان خون در اطفال است که بیشتر در سنین 2 تا 5 سالگی و بیشتر در پسران دیده میشود. لوکمی ( لوسمی ) یا سرطان خون در خون یا مغزاستخوان یا میان سینه ( مدیاستن ) آغاز میشود. گویچه های سفید غیرطبیعی، با اشغال مغزاستخوان، تولید سلولهای طبیعی وپلاکتها را مختل کرده و بیمار دچار کم خونی ( ضعف یا خستگی زودرس و تنگی نفس )، خونریزیهای منقوط در سطح پوست همراه با عفونتهای مکرر میشود. ALL در افرادی که برادر یا خواهر مبتلا دارند، مبتلایان به سندرم داون و نیز افرادی که تحت شیمی درمانی یا پرتودرمانی قرار گرفته اند شایعتر است. خوشبختانه بیشتر کودکان در صورت درمان بموقع کاملاً بهبود می یابند.

 مشخصه ALL، تکثیر سلولهای نارس رده لنفوسیتی به نام لنفوبلاست است. آزمایش CBC و گستره خون محیطی از نظر تعداد سلولهای طبیعی و پلاکت و وجود سلولهای غیرطبیعی به تشخیص کمک میکند. در صورت شک به لوکمی، نمونه کوچکی از مغزاستخوان ( معمولاً از استخوان لگن یا جناغ سینه ) تهیه و توسط پاتولوژیست از نظر وجود سلولهای غیرطبیعی آزمایش میشود. آزمایشهای دیگر شامل بررسی کروموزومی ( سیتوژنتیک ) از نظر اختلالات کروموزومی که ممکن است در لوکمی مشاهده شود، و ایمونوفنوتیپ از نظر تعیین نوع سلولی است که منشاء سرطان است.

23) شایعترین نوع سرطان خون در بالغین چیست؟

شایعترین سرطان خون در بالغین، لوکمی حاد میلوئید یا AML ( اِی- اِم- اِل ) است. این نوع سرطان به سرعت گسترش می یابد و ممکن است غدد لنفاوی، کبد، طحال و مغز را گرفتار کند. درمان باید هر چه سریعتر آغاز شود. درمان بموقع باعث میشود بیماری به مدت طولانی فروکش کند. AML در مردان و به ویژه سیگاریها شایعتر است. سابقه شیمی درمانی یا پرتودرمانی، سابقه ALL در کودکی، و برخی اختلالات خونی دیگر با افزایش خطر ابتلا به این سرطان مرتبط هستند. در سالهای اخیر، پزشکان به وسیله شیمی درمانی و با استفاده از ترکیبات آرسنیک و اسید رتینوئیک همراه با آنتی بادیهای مونوکلونال توانسته اند کمک بسیاری به درمان مبتلایان به AML کنند. آنتی بادی بادیهای مونوکلونال با شناسایی مواد ضروری برای رشد سلولهای سرطانی و چسبیدن به این مواد، باعث توقف رشد و مرگ این سلولها میشوند. کاربرد دیگر آنتی بادیهای مونوکلونال، شناسایی سلولهای سرطانی و رساندن مستقیم داروها، سموم یا مواد رادیواکتیو به این سلولها است. بدین ترتیب مقدار کافی از دارو به سلولهای سرطانی میرسد، بدون اینکه عوارض درمان باعث آسیب سلولهای سالم شود.

  
نویسنده : محمد توكلي ; ساعت ٧:۳٥ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٢ امرداد ،۱۳۸۸

← صفحه بعد